تبليغاتX
مهدیزاین

!  coming soon by packaging

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:17  توسط مهدیه و کتایون  | 

این مصاحبه برا زمستون هشتادو شیشه که  از آرشیو بلاگ پاک شده بود،اون موقع ها کوچولو بودیم و می نشستیم واسه مسابقه هایی که برگزار میشد برین استورمینگ می کردیم و کلی کیف میداد!! طی پیگیریهای فراوان و این در و آن در زدن نسخه ای از آن را که دست یکی از بچه ها بود پیدا کردیم و دوباره تو مهدیزاین پابلیش کردم

در اولین روز برفی زمستان هم صحبت شدیم با کسی که طرحش جزء صد طرح برگزيده در مسابقه design boom شده . روح ا… مريخ پور ، متولد 10اسفند 59 در همدان . راهنمايي و دبيرستان رو علامه حلَی خونده و هم اکنون سال چهارم رشته طراحی صنعتی دانشگاه تهرانه.

خب ، موافقید از کنکور شروع کنیم:

     _ رتبه تون تو کنکور چند بود؟

(مي خندد وميگويد) من اصلا از کنکور خوشم نمي اومد،سال سوم همينجوري کنکور دادم و عمران آزاد قبول شدم. سال پيش دانشگاهي هم فقط پلي استيشن بازي ميکردم و رتبه ام شد 22006رياضي و قبول نشدم. پدرم هم که مي دونست ، برام عمران رو رزرو کرده بود.بعد 4سال با معدل 14ليسانسم و گرفتم.سربازي هم بخاطر لاغري معاف شدم. و چون عشقم طراحي صنعتي بود تابستون همون سال کنکور شرکت کردم و رتبه 233 کشوري و 92 منطقه رو آوردم و شدم نفر آخر قبولي طراحي صنعتي تبريز. چون بابام عضو هيئت علمی دانشگاه بود انتقالي گرفتم و اومدم اينجا و الان ترم هفتم با معدل 40/17.

     _ چي شد که تو مسابقه شرکت کرديد؟

يه روز دختر عموم که طراحي صنعتي مي خونه برام ميل زد که مسابقه اي درمورد ست صبحانه است ولي من تنبل بازي در اوردم وشرکت نکرديم، واين گذشت و من هر چند وقت يکبار ميرفتم تو سايت ببينم مسابقه اي هست يا نه؟

يه روز ديدم يه مسابقه پکيجه،ديدم ايدش جالبه و اتفاقا" 3000نفر شرکت کرده بودن، چون تقريبا" تو هر مسابقه حدود 5000 نفر شرکت ميکردند و اين بخاطر اين بود که ايده اش سخت بود و خيلي جاي کارنداشت. طراحي دوباره پکيج هاي مواد شوينده Mr Clean تا با عوض کردن قالبهاش بازار جديدي پيدا کنه.

بعد من شرکت نکردم تا اينکه يه روز دوباره رفتم تو سايتش و ديدم يه روز مونده براي ثبت نام (register)و 10روز واسه ارسال آثار. ثبت نام کردمو رفتم خوابگاه رو تخت دراز کشيدم، يهو چيزي به ذهنم رسيد و زنگ زدم به سيروس حامدی فر(يکي از دوستام) و رفتم اتاقش و رندرشو گرفتيمو خيلي خوب شد. بعد هم فرداش اومدم دانشگاه و همون روز به خيلي ها نشونش دادم. چون من حرف تو دهنم نمي مونه. تقريبا"همه ي دانشگاه حتي احد(بوفه دار دانشکده) هم خبر دار شده بود. بچه ها يه سري ايده دادن که خيلي کمک کرد .

مثلا"يکي ازبچه ها گفت چون 4 رنگه شبيه آرم office 2003 شده، که من اصلا" به اين موضوع دقت نکرده بودم.واسه همين 4رنگش نکردم و شد 2رنگ، هم قشنگتر و هم تاثير گذارتر. و هرکس يه چيزي گفت و اصلاحش کرديم و بعد هم فرستاديم و شانس هم آورديم و طرح انتخاب شد.

_ پس مشورت هم کردين!؟

آره،بچه ها معمولا" اين کارو نمي کنن، قايم ميکنن، ميان و مي رن ، ميذارن تو جيبشون ، بعد که ميفرستن و برنده نمي شن مجبور ميشن سوت بزنن! چون چيزي که هي بذاري تو جيبت ،همونجا ميمونه واسه هميشه و هيچوقت بزرگ نميشه.

     _ پس دقيقا" اين طرح براي اين مسابقه طراحي شده بود؟

آره فقط براي مسابقه

     _ چقدر طول کشيد تا آماده بشه؟

ايده اش که حدود 10 دقيقه، مدل سازي وdevelope  و طراحي و detail اش و اينا حدود 10 روز.

     _ چي شد که خواستين فرمش حالت پازلي باشه؟

اون 2نمکپاس کنار هم که سفيد و سياهن و هم رو بغل کردن رو ديدين؟ گفتم يه چيزي باشه تو اون مايه ها که تو هم برن يا پيچ شن. اول به شکل عمودي پازل فکر کردم که ديدم قشنگ نيست 4 گوشش کردم.

 

    _ ابعاد کارتون بزرگ يا گالنيه؟

نه هرکدوم يه ليتر حدودا 20 در20

     _ رندر و پرزانته کار چجوري بايد باشه؟

وقتي شما ميري و يه شي رو ميخري فقط اينو ديدي، يعني هر چي بهت خواسته بگه همين بهت گفته، ما هم همينجوري کار مي کنيم، يه رندرساده نه اينکه توضيح بدي چجوري کار مي کنه. اصلا طراحي صنعتي يعني همين، کار بايد خودشو تعريف کنه. پرزانته ها معمولا تو يه صفحه سفيد يا خاکستري يعني يه محصول و فضاي خالي.منتها هر چي به واقعيت نزديکتر بهتر.مثلا اگه ميخواي يه ليوان طراحي کني و واسه پرزانته اش دورو برش گل و لپ تاپ و اينا بذاري ديگه بيننده اصلا ليوان و نمي بينه و بجاي تاثير مثبت تاثير منفي داره.

     _ به ايده 3تا بخر 4 تا ببر براي جلب مشتري چقدر اعتقاد داشتین؟

اينم خودش دراومد، اصلا خلاقيت خيلي چيزا از توش در مياد. اين کاملا" اتفاقي بود. ولي مي تونه هر محصول يه شعار داشته باشه جوري که اون طرف هم خوشش بياد. مثلا همين 3تا بخر 4تا ببر ، يا سهم خودتو از قطعه ها انتخاب کنselect your slice) (شعار کار من بود. اينا خيلي ميتونه کمک کنه.

     _ کارتونو اينترنتي فرستادين ؟

مسابقه کاملا"اينترنتيه، خوبيش اينه که پول نميگيرن البته جايزشم خيلي بالا نيست 4 يا 5 هزار دلار ولي در عوض ورودي نداره. بعضي سايتا هم هستن که حدود 100 دلار ورودي داره  و جايزش هم بالاست مثلا 300 هزار دلار .اين سايت مسابقاتش رو ازسال 2002 شروع کرد توسط يه سري آدم خلاق و از داوراي خوب هم استفاده مي کنن در نتيجه سطح مسابقاتشون بالا رفته و در عرض 5 سال معروف شدن.

     _ اون 2طراح ايراني ديگه که ازايتاليا شرکت کرده بودن رو ميشناسين؟

نه، البته به نظر من کار يکيشون بد نبود ولي کار اون يکي کاملا تعطيل بود!! چون اگر از يه کشور که خودش اون مسابقه رو برگزار کرده شرکت کنين بيشتر تاثير داره تو انتخاب شدن تا اينکه از يه کشور ديگه باشي.

     _ نميدونيد از اين 100 تا چند تا براي طرح نهايي انتخاب شدند؟

80تا طرح برتر شدند 4 تاش هم لوح افتخار گرفت و يکي هم اول شد(که همه تو سايت هست)

     _ نترسيديد طرحتون روبردارن و چيزي به شما ندن با توجه به اينکه متاسفانه ايران هنوز قانون مالکيت فکري نداره؟

نه، اونجا اصلا" اين طور نيست،این کارا رو فقط تو ایران می کنن و پاکستان و سنگاپور و اینا!! اونجا به ايده احترام مي ذارن و چون اونجا اين قانون رو داره و طرح به نام منه حتی تا 100سال دیگه و ميتونم ازطريق همون کشور شکايت کنم. اونجا ايده به ثبت مي رسه ولي تو ايران يک شيء و يک اختراع ساخته شده به ثبت مي رسه و بيشتر قسمت فني کاره نه ايده و طرح هنري و فرم. اونجا مثلا مي توني بگي اينکه رو پاکت سيگار تبليغ کنن ايده منه و به نام شما ثبت شده!

     _ آيا طرحتون رو به شرکت هاي ايراني عرضه کرديد واسه ساخت؟

نه هنوز، این طرح هم خیلی به دردشرکتای ایرانی میخوره چون تبلیغاتیه، ولی چون انقدر دنگ و فنگ داره که بهش نمي ارزه و یکی و میخواد که پی اش روبگیره ، بعد انقدر ميخوان اونو تغيير بدن يا مثلا چقدر ميخوان بابتش پول بدن!!؟

چون کارخونه ها ميان راحت طرحاي شرکت هاي خارجي مثلا" نيوا رو برميدارن و از روش ميزن، خيلي راحت ترن و هر چيزي که ميخوان يا براشون به صرفه است.چون اين قانون تو ايران نيست هيچ چيزي هم نميشه، کارخونه هم پولي به طراح نميده! ولي اونجا چون به ايده احترام ميذارن و واسه طرح و طراح ارزش قائلند يه شرکت مياد مثلا 100هزار دلار به طراح ميده و ميگه واسه من يه طرح با اين مشخصات بزن.

     _ خب اگه يه شرکت ايراني طرح شما رو بدون اجازه شما بسازه شما چي کار مي کنين؟

هيچ کاری نمی تونم بکنم و فقط خوشحال ميشم ، چون طرح من ساخته شده!

     _ خب پس چرا دنبالشو نمي گيرين واسه ساخته شدن طرحتون؟

مي گم بخاطر زحمتش و چيزايي سختياي ساختش که گفتم واسه همین ترجیح میدم بدزدنش ولی اگه ساخته بشه خوشحال ميشم.

     _ ميخوايد تو چه شاخه اي ازطراحي صنعتي فعاليت کنيد؟

طراحي محصول ، البته دکوراسيون داخلي هم دوست دارم.

     _ گروهي يا انفرادي؟

خب اگه گروهي باشه خيلي بهتره و من خیلی دوست دارم ، مثلا تو گروه هرکي يه چيزيش بهتره، يکي ايده پردازيش، يکي دست و طراحيش، يکي نرم افزارش که مي تونن هم ديگه رو کامل کنن. ولي ما که گروهي تو مسابقات شرکت مي کنيم مثلا الان يه گروه 7 نفره ايم، به هم کمک ميکنيم ولي هر کي آخر طرح خودشو مي فرسته که همه سود ببرن و کسی هم ضرر نکنه و بعدا" هم دعوا نشه!!

     _ تو فکر مسابقه ي ديگه اي هستين؟

الان يه مسابقه ي طراحي خودکار و وسیله ای برای خوردن تو سال 2015، که ما 4تا کار فرستادیم که به یکیش خیلی امید واریم. اگزوز برگر: ازگرمایی که اگزوز هدر میده میشه همبرگر درست کرد. در واقع ایده مهمه و اشکالات کوچیکش و رفع اون کار خیلی ساده ایه. که این گرما داره هدر میره و تو سال 2015 انرژی خیلی اهمیت داره.

و شعارش هم اینه :اگه گشنه ات شد فقط گازبده!

     _ اگر ما بخوايم از اين مسابقات با خبر بشيم و طرحمون رو بفرستيم چطور بايد با خبر بشيم؟

اگه دنبالش باشين باخبر ميشين، در واقع باید تو جریان باشین و يه سري سايت ها هم هستن که اعلام مي کنن هر دفعه چه مسابقه اي هست. و تو سايت فارسي  newdesign.ir  هم قسمتي هست که اين مسابقات اعلام ميشه.

     _ شما حتما واحد کم برداشتين که وقت آزاد دارين تا فعاليت هاي غير درسي داشته باشيد؟

نه،اتفاقا" برعکس هر چي بيشتر کار داشته باشي و توي کار و درس باشي بيشتر برات پيش مياد و بهتر انجام میدی و طوري برنا مه ريزي مي کني که به همه کارات برسي، هر چيزي رو که بايد انجام بدي انجام ميدي.

هرچی کارات فرس ماژور باشه راندمان کارت هم بالاتر میره.

     _ پس حالا اگه بخوایم توایران طراحی محصول کنیم پس نمیشه؟

نه ،چرا اگه بخوای پول دربیاری میشه ما همین پارسال با حسن کار میگرفتیم خوب هم درمی اوردیم.

     _ و سوال آخر: چند طراح مطرح تو ايران ميشناسيد؟

والا من خیلی نمیشناسم ، خارجی ها رو هم نمیشناسم!

     _ استادا چی؟

خب استادای زيادي هستند که هر کدوم تو زمينه خاصي کار مي کنند. مثلا مهندس امامي بسيار با سواد و از نظر جنبه علمی و فنی، آقای مدارایی، چوپانکاره در همه زمینه ها ، آقای کتابي که هم نسل ما اند ، خانم مقدم خیلی باسواد(با اينکه خيلي خوب تدريس نمي کنند!) ، آقای سرکیسیان مدلسازیشون خیلی خوب و به روزند هر کدوم در زمينه خودشون . استاد صمدي هم که در زمينه دکوراسيون داخلي و طراحي داخلي خيلي کارشون عالیه و طراحي داخلي برج بین الملل هم کار ايشونه.

     _ خيلي ممنون که وقتتون رو به ما داديد . براتون آرزوي موفقيت داريم.

خواهش ميکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 22:31  توسط مهدیه و کتایون  | 

برای دیدن عکسها رویشان کلیک کنید، بی زحمت!!!

دیگر کاملا مطمئنم کار مقوا از این تمیزتر نخواهیم داشت!     

کلیک کنید    

کلیک کنید     کلیک کنید

 کلیک کنیدد     کلیک کنید

کلیک کنید    کلیک کنید

کلیک کنید      کلیک کنید

کلیک کنید    

 کلیک کنید     کلیک کنید

کلیک کنید     کلیک کنید

کلیک کنید     کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 13:44  توسط مهدیه و کتایون  | 

رنگ و لعاب را عوض کردیم و صفایی دادیم به روح و جان! بلکه تغییرات ایجاد شده محرکی باشد تا در ترم جدید مطالبی نه چندان سودمند روی وبلاگ قرار دهیم!

دوستی در کامنتها پرسیده بودند طراحی صنعتی مهندسیه؟ یعنی اگر بخونیم مهندس میشیم؟ دیدم سوال بسیار خوبی مطرح کردند که جای بحث داره! بخاطر همین از کارشناسانی چند در این زمینه دعوت به عمل آوردیم که برامون برن روی ممبر و مارو مستفیض (!) بفرمایند!

خوب بفرمایید:

- باسلام خدمت خوانندگان گرامی، اساتید ، حضار و اراذل و اوباش محترم؛

 در مورد این موضوع که طراحی صنعتی مهندسیه یا نه باید بگم که تو مدرک نمینویسن! اما بعضی ها مهندس صدات می کنن! مثلا الان اساتید ما مهندس فلانین و وقتی دکترا میگیرن دیگه میشن دکتر، کارفرماتم اگه کارخونه دار باشه بهت میگه مهندس، خواستگاری هم رفتی میتونی بگی مهندسی و از این حرفا!!!

اما ما طراحا یعنی خیلیمامون مهندس رو فحش میدونیم! مثلا اگه کسی بگه مهندس مهدیه! میگم خودتی داداش!!

و در این باره مدارک و اسناد زیادی هم موجوده که دوستان در مراسمهایی به چه مهمی وقتی پشت میکروفون صداش کردن مهندس فلانی بیاد روی سن، رفته و فوری تو بلندگو گفته من مهندس نیستم ، من طراحم.

مقام طراح بودن با مهندسی برای بعضیا فرق میکنه، بالاتره یا پایینتر و برای بعضی ها هم فرق نداره، کلا بیخیالن
اما بعضیام هستن که عاشق اینن که بهشون بگیم مهندس؛ لذا بر اساس جو اگر چیزی ازش میخواستیم میگیم "چطوری مهندس!؟" و اگر هم باهاش حال نمیکردیم و میخواستیم حالشو بگیریم فقط میگیم "چطوری کچل؟!"
اینم بگم که داره حرکتهایی میشه که طراحی صنعتی جزو نظام مهندسی بشه و کنکورش هم زیرشاخه ریاضی، اما موافقاتی داره و مخالفانی. در واقع اصل اینه که صنعت با هنر آمیخته شده و برای همین این رشته هم هنریه هم مهندسی. والسلام..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 6:45  توسط مهدیه و کتایون  |